

.jpg)
گذری و نظری بر زبان تاتی و پیشینۀ آن
✍صمد شوقی جیرنده
در زمینۀ زبان تاتی، پیشینه و معنای آن، نظرهای بسیاری از سوی اندیشمندان و صاحبنظران ارائه شده است. حمید طاهری (1389) در مقالۀ «پژوهشی در پیوند زبان تاتی و کردی» به گردآوری نظریّات مشهور اندیشمندانی همچون شمسالدّین سامی، محمّدتقی بهار، احسان یارشاطر، اُرانسکی و احمد کسروی در زمینۀ تاریخ، گسترۀ جغرافیایی و معنی این زبان پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ترکان بر هر ملتی که غلبه میکردند، آن ملت را تات میخواندند. پس تات به معنی غیر ترک است. او همچنین معتقد است: زبان تاتي با توجه به ساختار آوايي و نحوي با زبانهاي ايراني کهن پيوند دارد. اين زبان از گروه شمالي زبانهاي غربي ايران است و از اين جهت با زبانهاي مادي، پهلوي (مادي ميانه) و کردي که متعلق به زبانهاي دسته غربي هستند، پيوند دارد. نصرالله پورمحمدی املشی هم توضیحی دربارۀ تات و زبان تاتی میدهد و میگوید «بررسیهای اجمالی نشان میدهد آنچه دربارۀ تات آوردهاند بیانگر استفادۀ کلی و مبهم واژۀ تات است که به شدید تحت تاثیر مسائل تاریخی به خصوص اقتدار و تسلط ترکها در ایران بوده است». (پورمحمدی املشی، 1391: 17). پیشینۀ این زبان را نیز برخی از زبان پژوهان به دوران ماد میرسانند. عباس طاهری در این زمینه میگوید «تاتها قومی بودهاند آریایی ساکن شمال و مغرب ایران. تاکستان از نظر جغرافیایی، ناحیهای بوده که در مرکز ماد سفلی قرار داشته است. بنابراین میتوان گفت که مادها در این ناحیه سکونت داشتهاند و به زبانی تکلم میکردهاند که شاید بتوان گفت همان تاتی بوده است. (طاهری، 1378: 149).
در مورد پراکندگی جغرافیایی زبان تاتی جهاندوست سبزعلیپور به طبقهبندی دوگانۀ تاتی شمالی و جنوبی قائل است. تاتی شمالی در جمهوری آذربایجان در مناطق دربند، باکو، شبه جزیرۀ آبشوران و... رواج دارد، و تاتی جنوبی در داخل کشور از غرب به شرق در آذربایجان، خلخال، زنجان، رودبار زیتون، رودبار الموت، تاکستان و کوههای البرز تا شمال خراسان. (سبزعلیپور، 1394: 9 - 10).
علی اکبر ولایتی (1395) اما، با استناد به برخی شواهد باستانشناسی و متون تاریخی سابقۀ سکونت تاتها را بسیار دورتر از ورود آریاییان میداند و آنها را از باشندگان نخست این خاک میشمارد. پرویز ورجاوند در کتاب سرزمین قزوین پیشینۀ تمدن را در این دشت به ویژه در ناحیۀ سگزآباد به حدود هزارۀ ششم پیش از میلاد میرساند (ورجاوند، 1374: 384) و با آنکه این ناحیه را در دوران تاریخی، جزء قلمرو وسیع ماد به شمار میآورد (همان: 451)، اقوام باشندۀ آن را از دیلمها و امرتهها یا امردها میداند (همان: 47) و میافزاید: در تاریخ ایران دلیلی در دست نیست که تات زبانهای این نواحی از محل دیگری به این سرزمین کوچ کرده باشند. (همان: 478). حسن کهنسال و ندا عطایی هم به نقل از کتاب «ایران باستان» حسن پیرنیا سرزمین آماردها را در زمان مادها سرزمین مستقلی میدانند که تحت تسلط مادها نبوده است (کهنسال و عطایی، 1396: 106)، و دربارۀ محل سکونت قوم آمارد به نقل از زهرا احمدی پور و دیگران در مقالۀ «پهنۀ آبی شمال ایران» مینویسند: سرزمین مردها از شرق به ورگانا (گرگان) و پارت (خراسان امروز)، از شمال به کاسپین، از غرب به لنکران، از جنوب شرقی کومس (شهرهای سمنان و دامغان و بسطام) و از جنوب به رکا یا رکه (ری) و از جنوب غربی به شهر کسپین (قزوین) محدود بوده است. (همان: 78). کهنسال و عطایی همچنین به نقل از کریم کشاورز در کتاب گیلان مینویسند «کوههای سبز عمارلو سرزمین قوم آماردها بوده است». (همان: 78)، و به نقل از اسماعیل مهجوری در کتاب تاریخ مازندران ادامه میدهند: «امروزه شهرهای آمل، نوشهر، تنکابن، طالقان، رودبار و الموت سرزمین آماردها را شامل میشود». (همان: 78).
دربارۀ تات زبانهای ساکن قفقاز هم جهانگیر سرتیپپور به نقل از ژوستن، آنان را گروهی از شجاعان آماردی میداند که در زمان ساسانیان برای پاسداری از دربند خزر (دروازۀ کاسپین) به آن منطقه کوچانده شدند. (سرتیپپور، 1375: 482). همین گزارۀ تاریخی را مازیار فرهنگ در مقالهای با عنوان تاتهای قفقاز اینگونه شرح میدهد: «تاتها در قرون چهارم و پنجم میلادی از سوی حکومت ایران (ساسانیان) برای دفاع از سرحدات شمالی امپراتوری ساسانی به منطقۀ قفقاز اعزام و در آنجا ماندگار شدند. چون مرز امپراتوری ایران به آن سوی رود ارس و تا کنارههای دریای مدیترانه میرسید و از طرف دیگر مرز امپراتوری بیزانس (روم شرقی) در کنارههای مدیترانه بود دائماً بر سر قفقاز با امپراتوری ایران در حال نزاع بود و ساسانیان، تاتها را به همراه دیگر اقوام تحت تسلطشان به قفقاز بردند تا از سرحدات شمال غربی ایران محافظت کنند که در همانجا ساکن شدند.
تاتها زمانی که در منطقۀ قفقاز ساکن شدند به علت حملات مداوم اقوام گوناگون به هویتهای گوناگون درآمدند». (فرهنگ، 1378: 323). فرهنگ پس از بحثی طولانی و تحلیلی در مقالهاش به این نتیجه میرسد که: «تاتها در زمان ساسانیان به اجبار توسط شاهان ساسانی به قفقاز برده شدند تا از سرحدات شمال ایران محافظت کنند که به علت وجود آب و هوا و خاک مساعد در قفقاز مانده و سکونت کردند. هم اینک بعد از چندین قرن از آن واقعه ممکن است که تاتهای قفقاز از وجود تاتهای تاکستان و در واقع اجداد خود بی اطلاع باشند. (همان: 327).
این خرده پژوهشگر نیز بر تلاش تمام اندیشمندان و پژوهشگران بزرگ تاتشناسی ارج مینهد و بر پیوند واژگانی گویشهای گوناگون این سرزمین از دراز مدت تا به امروز صحّه میگذارد، اما دوربین بُردِ بلندِ تاریخ و باستانشناسی را در موضوع پیشینۀ اقوام بر دوربینِ بُردِ کوتاهِ واژهشناسی ترجیح میدهد و از برابر هم نهادن گزارههای تاریخی قلمرو آماردیان در دورههای تاریخی و پیش از تاریخ، و پراکندگی تاتنشینان امروز در سراسر البرز از غرب تا به شرق و جنوب این رشته کوه و دشت قزوین، به این نتیجۀ روشن میرسدکه «گویشوران تات امروز بازماندگان آمارد پیش از آریایی دیروزند که تا دیرگاهان تاریخ باشندگان دامنههای البرزکوه و دشت قزوین و گیلان و مازندان و البرز و تهران و سمنان و خراسان و... بودهاند، درست مانند اقوام گیلک و تالش و مازندرانی که بازماندگان نیاکان کهن پیش از آریایی خود یعنی گیل و تپور و کادوس هستند. بنابراین نمیتوان زبان این اقوام باشندۀ پیش از تاریخ را برخاسته از زبان آریاییان کوچنده دانست». (شوقی جیرنده، 1396: 60).
نامگذاری ناصر عظیمی بر بومیانِ ابزارسازِ باشنده در «گُر gor» (پناهگاه سنگی) و «کَمَربُنِ kamarbon» (پناهگاه سنگی) «خَلوَشت xalvašt»، «آسکابُن âskâbon»، «گَنج پَر ganj par»، و گُرها و کَمَربُنهای دیگر در البرزکوه در دوران پارینه سنگی با عنوان «انسان عمارلو»، «انسان رستمآباد»، «انسان سی پُل» و «انسان غار رشی» (عظیمی، 1395: 59)، بر پایۀ دادههای باستانشناسیِ یوسف فلاحیان (1381- 1382)؛ و همچنین گزارش تاریخنگارانی همچون کهنسال و عطایی، از کوچ کردن آدمیانِ بربلندای کوه، به سوی دامنههای جنوبی البرز، قزوین، کاشان، کاشمر، کاشغر و جاهای دیگر (کهنسال و عطایی، 1396: 25 - 27) تا به سند و ماوراء سیحون و جیحون و سرزمینهای میان دجله و فرات، و انتقال دانش کشاورزی در هزارههای 4 و 5 پیش از میلاد (همان: 29)؛ یادآور نقل قولِ معروفِ افشین پرتو از هنری فیلد و حسن حاج سیدجوادی است که گفتهاند: «نخستین باشندگان ایران زمین در گیلان و کرانههای دریای کاسپی میزیستهاند؛ و نشانههای زیستن آنان از آغازههای بلندیهای این سرزمین به دست آمده است». (پرتو: 1387). برپایۀ چنین دادههایی از دوران باستان و پیش از آن، شاید بتوان گفت که بخش بزرگی از زبانهای ایرانی غیر آریایی، بویژه تاتی و گیلکی در هزارههایی پیش از این، خاستگاهی یکسان بر بلندای کوه البرز داشتهاند. امید است که پژوهشگران زبانشناسی تاریخی گامهایی مؤثرتر بردارند و سر از صندوق این راز بگشایند.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
مجلهی الکترونیکی تاریخ و فرهنگ رودبار گیلان دارای تحلیل تحقیقی و پژوهشی است .
مسئولیت مقالات بر عهده نویسندگان و محققان است .
مدیریت مجله هیچ گونه دخل و تصرفی در مقالات ندارد.
هرگونه استفاده از محتویات مقالات مجله بدون هماهنگی پیگرد قانونی از مراجع ذیصلاح دارد .
فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.
.jpg?w=180)


