menusearch
tarikhrudbargilan.ir

نگاهی به دلایل توسعه نیافتگی شهر ما رودبار( ۲)

تقویم
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
جستجو
هدر سایت

نگاهی به دلایل توسعه نیافتگی شهر ما رودبار( ۲)

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۴
تعداد بازدید خبر 106
نگاهی به دلایل توسعه نیافتگی شهر ما رودبار( ۲)

مقدمه : مجله الکترونیکی تاریخ رودبار.گیلان با توجه به درپیش بودن انتخابات شوراهای اسلامی در سال آینده اقدام به اشتراک گذاری مقاله ای با عنوان نگاهی به دلایل توسعه نیافتگی شهر ما رودبار. مبادرت کرد که با استقبال همشهریان مواجه گردید .در ادامه این مبحث که ورودی آن باز است و عزیزانی که تمایل دارند می توانند دیدگاه های خود را در قالب مقاله ارائه نمایند لذا جناب آقای مهندس حسن بیگی کلشتری دیدگاه خود را ارائه کرده اند که عینا آن را به اشتراک خواهیم گذاشت 

 

 

نگاهی به دلایل توسعه نیافتگی شهر ما رودبار (۲)

 

✍️ مهندس حسن بیگی کلشتری 

 

خوانش شهر
یکی از عمده وظایف اعضای شورای شهر و شهردار هر شهر و همه علاقمندان به توسعه شهری  خوانش شهر است که متاسفانه چندان به آن توجه نمی شود 
وقتی ما به خوانش شهر اهمیت قائل شویم و قدم به قدم شهر را از هر حیث بشناسیم مفاهیمی به دست می آید که هر کدام از این مفاهیم، به ابعاد مختلفی از یک شهر اشاره می‌کنند و درک این تفاوت‌ها به ما کمک می‌کند تا بهتر به ماهیت و ساختار شهرها پی ببریم.

* دیدگاه کلی: 
خوانش شهر به معنای تحلیل و تفسیر کلی یک شهر است. این تحلیل شامل بررسی ساختار فضایی شهر، عملکردهای مختلف آن، روابط بین اجزای مختلف شهر، تاریخچه شکل‌گیری آن، و همچنین تاثیرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر شهر می‌شود.
* ابعاد مختلف: 
خوانش شهر می‌تواند از ابعاد مختلفی مانند جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی انجام شود.
* هدف: 
هدف اصلی از خوانش شهر، درک بهتر ماهیت و پیچیدگی‌های زندگی شهری، شناسایی چالش‌ها و فرصت‌ها، و در نهایت بهبود کیفیت زندگی شهری است.

خوانش شهر به کل شهر نگاه می‌کند، 
و هدف آن بهبود کیفیت زندگی شهری را دنبال می‌کنند

درک تفاوت این مفاهیم ، به برنامه‌ریزان شهری کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری برای توسعه و حفظ شهر بگیرند.
* توسعه پایدار: 
با در نظر گرفتن تاریخ و بافت فرهنگی شهر، می‌توان به توسعه پایدار و متناسب با ویژگی‌های هر شهر دست یافت.
مثال:
تصور کنید می‌خواهیم شهر رشت را تحلیل کنیم. خوانش کلی شهر رشت ، به بررسی جمعیت، اقتصاد، حمل و نقل، محیط زیست و سایر جنبه‌های کلی شهر می‌پردازد. 
در کل خوانش شهر ابزاری مهم برای درک بهتر آن شهر است . با استفاده از این ابزار، می‌توانیم به شناخت عمیق‌تری از شهرها دست پیدا کنیم و تصمیمات بهتری برای آینده آن‌ها بگیریم.

فرضا ما باید بدانیم تاریخچه شهر رودبار چیست ، از کجا به اینجا رسیده ایم ، توسعه فیزیکی شهر به کدام سمت و سو است ، چالشها و موانع را دریابیم ، عوامل اقتصادی و رشد پایدار آن را شناسایی کنیم و بدانیم علیرغم شناخت تهدیدها و موانع چه عواملی باعث ماندگاری شهر خواهد بود 
اگر رودبار مثل منجیل و لوشان با یک تغییر مسیر جاده ای و حمل و نقل مواجه شود و یا اگر به هر دلیل ممکن مغازه های زیتون قروشی تعطیل شوند چه از رودبار باقی می ماند و پویایی شهر چگونه تعریف خواهد شد 
رودبار هر چند در تقسیمات سیاسی بعنوان یک شهر تعریف شده است ولی از بعد شهرسازی یک روستای بزرگ است ، هیچ عوامل تاثیرگذار شهری در رودبار وجود ندارد ، رونق شهر رودبار علی الخصوص خلیل آباد بدلیل سوسوی چراغ مغازه های زیتون فروشی و آن هم بدلیل عبور جاده ترانزیتی از داخل رودبار است اگر ایندو نباشند رودبار چگونه باید به حیات خود ادامه دهد ؟
پتانسیل های رودبار چیست ؟؟؟
بر خلاف آن ماسوله همیشه ماسوله است و اسم نهادن بر آن بغنوان روستای ماسوله یا شهرک تاریخی ماسوله و یا هر اسم دیگر یک اسم بی مسمائیست چون ماسوله ماسوله است 
ماسوله بدلیل توپوگرافی و معماری پله ای و تیپولوژی مسکن پویایی خارق العاده خودش را دارد 

عناصر مختلفی باعث پویایی و زنده بودن هر شهر و دیاریست که یکی از آنها عوامل طبیعی مثل آبشار و چشمه است این عناصر هویت بخش را باید شناسایی کرد و یا بوجود آورد 

ما باید بدانیم و کنجکاو شویم که اساسا شهرک رسالت کلشتر چرا و چگونه بوجود آمد ، توسعه فیزیکی کلشتر به کدام طرف است 
طبق طرح جامع و تفصیلی جهت توسعه شهر رشت به دلایل تخصصی به طرف لاکان است ولی عملا شاهد توسعه شهر رشت به سمت سوقه و جاده انزلی هستیم ، آیا مردم اشتباه می کنند ؟؟؟

توسعه کلشتر را در سالهای نه چندان دور در کدام جهت می بینید ؟؟؟

شاید برخی بر آینده نگری خرده بگیرند و آن را رویاپردازی بپندارند ولی فراموش نکنیم که همین آینده نگری است که شرکتها و موسسات بر اساس پیش بینی ها برای آن بودجه تعریف می کنند و یا طبق آینده نگری برای کشور سند چشم انداز و افق طرح ۲۰ ساله تعریف می شود

در ادامه به عوامل تاثیرگذار پویایی شهر خواهیم پرداخت

نشست دوم : 
عوامل پایداری و ماندگاری شهرها در چیست ؟
ما معمولا به چه شهرهایی سفر می کنیم ؟

انگیزه ما از مسافرت به برخی از شهرها به چه منظور است ؟

اگر روزی بفرض شهر رودبار مثل لوشان از مسیر ترانزیتی خارج شد و یا به هر دلیل ممکن زیتون در سایر مناطق رقیب جدی پیدا کرد تکلیف رودبار چیست ؟
ما به ندرت به پایین بازار یا بالابازار می رویم مگر آنکه کار اداری داشته باشیم در سایر اوقات نمی رویم ، چرا ؟
حیات و ممات شهرها به چه عواملی بستگی دارد ؟

این یک چالشی می تواند باشد تا حداقل به عنوان یک شهروند رودباری به آن بیاندیشیم تا شهرمان را از ورطه فراموشی برهانیم ،
بالاخص شورای شهر و شهرداری رودبار و در مقیاس بالاتر فرمانداری باید به این مهم بپردازد تا عواملی ماندگار برای پایداری شهر رودبار بیابند و پتانسیلهای بالفعل و بالقوه را شناسایی نمایند 
آیا جاذبه های شهرها فقط آثار تاریخی و یا عوامل طبیعی زیست محیطی مثل آبشار ، غار و ..... هستند ؟
همانطور که برخی ریکشن های رفتاری بر روحیه ما تاثیر میگذارد ، وجود برخی از پدیده های انسانی در پویای شهر تاثیر میگذارد و باعث زنده بودن شهر می شود مثل عرضه کباب کثیف در بسیاری از میادین و معابر رشت ، مثل وجود یک دعانویس ، یا اغذیه فروشی های خاص یا وجود یک رستوران یا کافی شاپ سنتی و نوستالوژی و ..... که باعث جذب مشتری و رونق گردشگری می گردند

عوامل هویتی و ایجاد تعلق خاطر در شهرها، از مهم‌ترین موضوعات در شهرسازی و توسعه اجتماعی هستند. این عوامل می‌توانند حس پیوند، همبستگی و مسئولیت‌پذیری را در میان ساکنان شهرها تقویت کنند. برخی از مهم‌ترین این عوامل عبارتند از:

1. عناصر تاریخی و فرهنگی: بناهای تاریخی، میراث فرهنگی، معماری سنتی و داستان‌های شهر، نقش مهمی در هویت‌بخشی و ایجاد حس تعلق خاطر دارند.


2. فضاهای عمومی و اجتماعی: پارک‌ها، میدان‌ها، خیابان‌های پیاده‌رو و فضاهای شهری که تعامل اجتماعی را تقویت می‌کنند، به ایجاد ارتباط عاطفی شهروندان با شهرشان کمک می‌کنند.


3. مشارکت اجتماعی و حس مالکیت: درگیر کردن شهروندان در تصمیم‌گیری‌های شهری و پروژه‌های توسعه، احساس تعلق آن‌ها به شهر را افزایش می‌دهد.


4. نمادها و نشانه‌های شهری: معماری خاص، مجسمه‌ها، گرافیک شهری و نمادهای منحصر به فرد یک شهر می‌توانند به تقویت هویت آن کمک کنند.


5. امکانات و خدمات شهری مطلوب: حمل و نقل عمومی کارآمد، امکانات فرهنگی، آموزشی و تفریحی متناسب با نیازهای شهروندان، ارتباط مردم با شهر را عمیق‌تر می‌کند.


6. امنیت و کیفیت زندگی: محیطی امن، پاکیزه و زیبا، ساکنان را به ماندن و مشارکت بیشتر در شهر ترغیب می‌کند.


7. رویدادها و جشنواره‌های شهری: برنامه‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی، فرصتی برای تعامل بیشتر شهروندان با شهر و تقویت حس تعلق ایجاد می‌کنند.

 

این عوامل در کنار هم می‌توانند شهر را از یک فضای صرفاً فیزیکی به یک محیط زنده، پویا و معنادار برای ساکنان آن تبدیل کنند. 

پایداری، ماندگاری و سرزندگی شهرها به مجموعه‌ای از عوامل بستگی دارد که تعاملات اجتماعی، طراحی فضاهای شهری و کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. حضور فعال و پرشور مردم در فضاهای شهری، به‌ویژه با تنوع سنی و جنسی، نقش کلیدی در ایجاد سرزندگی ایفا می‌کند. فضاهایی که امکان تجمع و تعامل اجتماعی را فراهم می‌کنند، به پویایی و حیات شهر کمک می‌نمایند. 

علاوه بر این، کیفیت عرصه‌های عمومی و فضاهای باز شهری، مانند پارک‌ها و میدان‌ها، در رشد اجتماعی افراد و پویایی شهرها مؤثر است. طراحی مناسب این فضاها می‌تواند به جذب افراد و افزایش تعاملات اجتماعی منجر شود. 

عوامل دیگری مانند نورپردازی مناسب، دسترسی آسان به وسایل نقلیه عمومی، ایجاد فضاهای نشستن، تنوع در زمان‌های استفاده از فضا، ایمنی عابران پیاده و اختصاص فضاهای خیابانی به پیاده‌روها نیز در افزایش سرزندگی و پایداری شهرها نقش دارند. 

در نهایت، توجه به نیازهای شهروندان، ایجاد فضاهای دعوت‌کننده و ارتقای حس تعلق ساکنان به محیط زندگی‌شان، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به پایداری و سرزندگی شهرها کمک کند.

نوع ذائقه و سلیقه مردم تأثیر بسیار زیادی در احساس تعلق خاطر و پویایی شهرها دارد. ذائقه مردم به مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، نیازها و سبک زندگی آن‌ها برمی‌گردد که شکل‌دهنده نحوه تعاملشان با محیط شهری است. این تأثیر در چند بعد اصلی قابل بررسی است:

۱. معماری و طراحی شهری
هر جامعه‌ای بر اساس فرهنگ و ذائقه بصری خود، ترجیحات خاصی در طراحی فضاهای شهری دارد. مثلاً:
در جوامع سنتی، حفظ هویت تاریخی و معماری اصیل اهمیت دارد.

در جوامع مدرن، طراحی مینیمالیستی و فناوری‌محور جذاب‌تر است.

برخی شهرها به معماری سبز و پایدار علاقه دارند که نشان‌دهنده ذائقه زیست‌محیطی مردم است.

۲. فضاهای عمومی و سبک زندگی
ذائقه مردم در غذا، تفریحات و تعاملات اجتماعی تعیین می‌کند که چه نوع فضاهایی در شهر محبوب‌تر و پویاتر باشند.

در شهرهایی که مردم علاقه بیشتری به فضای باز دارند، کافه‌های خیابانی، پیاده‌راه‌ها و پارک‌های شهری بیشتر توسعه می‌یابند.

در جوامعی که فرهنگ خرید قوی است، مراکز خرید و بازارها قلب تپنده شهر محسوب می‌شوند.

۳. هنر و فرهنگ شهری
میزان علاقه مردم به هنرهای خیابانی، مجسمه‌سازی شهری، موسیقی زنده و تئاترهای خیابانی، شکل‌دهنده هویت هنری و فرهنگی شهر است.

شهرهایی که مردمشان به موسیقی و رویدادهای هنری علاقه‌مندند، اغلب جشنواره‌ها و اجراهای زنده متعددی دارند.

۴. تغذیه و هویت شهر
غذا و خوراکی‌های محلی یکی از مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری حس تعلق خاطر مردم به شهرشان است.

شهرهایی که توانسته‌اند غذاهای سنتی خود را حفظ و تبلیغ کنند، نه تنها گردشگران را جذب کرده‌اند، بلکه احساس افتخار و وابستگی مردمشان را هم تقویت کرده‌اند.

۵. نوع تعامل اجتماعی
در شهرهایی که مردم تمایل به تعامل نزدیک و اجتماعی دارند، میدان‌ها، بازارها و فضاهای تجمعی فعال‌تر هستند.

در مقابل، در جوامعی که فرهنگ فردگرایی قوی‌تر است، زندگی شهری بیشتر در فضاهای بسته و شخصی جریان دارد.

در نتیجه ، ذائقه مردم به طور مستقیم در پویایی، نشاط و هویت شهری نقش دارد. مدیران شهری اگر بخواهند شهر را زنده و محبوب کنند، باید به ترجیحات و سبک زندگی شهروندان توجه کنند. هماهنگی میان طراحی شهری و ذائقه مردم، کلید موفقیت شهرهای پویا و دوست‌داشتنی است.

برای مقایسه ذائقه و رفتار مردم رودبار و منجیل از بعد جامعه‌شناسی و رفتارشناسی، باید به عوامل متعددی مانند فرهنگ، تاریخ، شرایط اقلیمی، اقتصاد، و سبک زندگی توجه کرد. این دو شهر با وجود نزدیکی جغرافیایی، تفاوت‌هایی در سبک زندگی و نگرش دارند :

۱. تفاوت‌های فرهنگی و تاریخی
رودبار به‌عنوان مرکز شهرستان، تاریخی غنی‌تر دارد و بیشتر به عنوان یک مرکز تصمیم‌گیری منطقه‌ای شناخته می‌شود. این شهر دارای فرهنگ بومی قوی‌تری است و مردم آن به حفظ سنت‌ها و آیین‌های محلی خود اهمیت بیشتری می‌دهند.

منجیل به دلیل موقعیت استراتژیک خود (دروازه ورود به گیلان) و تنوع جمعیتی ناشی از مهاجرت، فرهنگی بازتر و ترکیبی‌تر دارد. در این شهر تأثیرات فرهنگ‌های دیگر (مانند زنجان و قزوین) بیشتر دیده می‌شود.

۲. تفاوت در نگرش اقتصادی و معیشتی
رودبار به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده‌ای مهم و وجود باغات زیتون، اقتصاد آن بیشتر به کشاورزی و تجارت وابسته است. مردم آن بیشتر روی سرمایه‌گذاری‌های محلی تمرکز دارند و تمایل بیشتری به مشاغل خانوادگی و سنتی دارند.

منجیل به دلیل وجود نیروگاه بادی و سد سفیدرود، بیشتر به صنعت و انرژی متکی است. مردم این شهر نسبت به رودبار نگرش مدرن‌تری نسبت به کسب‌وکار دارند.

۳. تفاوت در ذائقه اجتماعی و سبک زندگی
مردم رودبار معمولاً دارای روحیه‌ای محافظه‌کارتر هستند و ارزش‌های خانوادگی و اجتماعی سنتی برایشان اهمیت زیادی دارد. آن‌ها در روابط اجتماعی تمایل بیشتری به تعامل با افراد آشنا و هم‌محلی دارند.
مردم منجیل به دلیل رفت‌وآمد بیشتر مسافران و تأثیر مهاجرت، رفتار اجتماعی بازتری دارند و پذیرای ایده‌های جدیدتر هستند. تعاملات اجتماعی در منجیل به نسبت رودبار آزادانه‌تر است.
۴. تفاوت در رفتارهای سیاسی و اجتماعی
رودبار به دلیل مرکزیت اداری، مردم آن معمولاً در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای نقش فعال‌تری دارند و گرایش بیشتری به مشارکت در مسائل اجتماعی و سیاسی نشان می‌دهند.
منجیل با توجه به ماهیت صنعتی و تجاری خود، بیشتر به سمت توسعه اقتصادی متمرکز است و مردم آن کمتر درگیر سیاست‌های محلی می‌شوند.
در مجموع، رودبار جامعه‌ای سنتی‌تر، کشاورزی‌محور و محافظه‌کار دارد، در حالی که منجیل به دلیل موقعیت جغرافیایی و اقتصادی خود، جامعه‌ای بازتر، صنعتی‌تر و پذیراتر از تغییرات است. با این حال، هر دو شهر در بسیاری از جنبه‌ها به دلیل همجواری، اشتراکات فرهنگی زیادی نیز دارند.
با توجه به توضیحات فوق ، همانطور که میدانید رشت بعنوان مرکز استان و حتی رضوانشهر و فومن و .... دارای تالار برگزاری کنسرت ها و تئاتر می باشند بنظرتان مردم رودبار از اجرای کنسرت در شهرشان استقبال می کنند ؟

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب