menusearch
tarikhrudbargilan.ir

بمناسبت سومین سالگرد درگذشت ابتهاج

تقویم
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
جستجو
هدر سایت

بمناسبت سومین سالگرد درگذشت ابتهاج

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر يكشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
تعداد بازدید خبر 116
بمناسبت سومین سالگرد درگذشت ابتهاج

‍ به مناسبت سومین سالگرد درگذشت شادروان ابتهاج

"سایه " سایه ی بلند شعر و ادبیات فارسی

 

✍️  علیرضا انصاری پیری

 

می توان " امیرهوشنگ ابتهاج "را سایه ای بلند و درازدامن از شعر و ادبیات فارسی دانست که یک سویه ی آن برخاسته از شعر کلاسیک و سویه ی دیگر آن ، متصل و منبعث از قواره شعر معاصر و بازتاب دغدغه ها و آرمان های اجتماعی و سیاسی روزگار ماست.
سایه سرودن شعر را به سبک تغزلی و رمانتیک آغاز کرد ‌، اما از آنجائیکه دلبسته ی آرمان های انسانی به ویژه عدالت و آزادی بود - و شاید همین دلبستگی ،او را به سوی برخی از گفتمان های حزبی و سیاسی غالب روزگارش کشاند - در ادامه ی مسیرِ شاعری به جست و جوی فضاهایی برآمد که به هیجانات عاشقانه اش رنگ اجتماعی تر ببخشد ؛ از اینرو به سرودن شعر در قالب نیمایی رو آورد تا شاید در این نوع شعر ، راحت تر بتواند دغدغه های اجتماعی اش را بازتاب دهد . در عین حال هرگز نتوانست گریبانش را از غزل رها کند و همواره با ظرفیت بخشی به این قالب  ، غزل اجتماعی را به اوج رساند تا جاییکه به حق به عنوان " حافظ معاصر" شناخته شد.
ابتهاج در طول عمرطولانیِ هنری اش ، با دو بال شاعری و آرمان خواهی در آسمان شعر به پرواز درآمد به گونه ای که هیچگاه آزادی خواهی و عدالت طلبی ، شعرش را به وادی شعار و بیانیه سرایی نکشاند و نیز هرگز تا آن حد در شعر رمانتیک غرق نگشت که از احوال و حوادث جامعه خود بی خبر باشد.
پایبندی و دلبستگی او به شعرِ ناب از یک سو ریشه در احاطه ی سایه به میراث غنی گذشتگان دارد که هرگز خود را بی نیاز از این میراث ارزشمند ندید و از سوی دیگر به آشنایی و موانست او به موسیقی برمی گردد که موجب روانی و دل نشینی شعرش شده است .
اگر در شعر مجموعه هایی به عنوان دفتر شعر از خود به یادگار گذاشته در موسیقی هم در دوران مدیریت برنامه ی" گل های تازه " در رادیو آثار موسیقایی ارزشمند از خود به جا گذاشته و از زیر چتر حمایتی و مدیریتی او خوانندگان و نوازندگانی نامدار سربرآورده اند.
سایه را نمی توان منطبق بر قالبِ عقیده و مرام خاص دانست اما می توان در قاب انسانیت به تماشایش نشست   هم در شخصیت و سلوک فردی و هم در کارنامه ی شعری و هنری خود، انسانیت را تماما آینگی کرده و همواره به صدق و صداقت ره پوییده است و آرزویش هم این بود که دیگران صداقتش را گواهی دهند. 
سایه از میان رفت اما میراثی از خود به جا گذاشت که امروز در ذهن و ضمیر ادب دوستان جاگیر شده و سینه ها ، گنجینه هایی از سروده های او گشته است‌ .
امروز همه همدل و هم صدا با او از ارغوان خود می پرسند:
" آسمان تو چه رنگ است امروز؟/
آفتابی است هوا ؟/
یا گرفته است هنوز؟"
وهمه دلخسته و رنجیده می خوانند 
" در این سرای بی کسی ،کسی  به در نمی زند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند"
و همه به شِکوه زمزمه می کنند
" کجروان با راستان در کینه اند/
زشت رویان دشمن آیینه اند "
او با مرگ فراموش شدنی نیست چراکه چراغ وجودش چراغ ها برافروخته آری:

" مردن عاشق نمی میراندش
در چراغ تازه می گیراندش "

 share network
نظرات کاربران ( 1 نظر )
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب