menusearch
tarikhrudbargilan.ir

او ماند تا مردم زنده بمانند...

تقویم
سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
جستجو
هدر سایت

او ماند تا مردم زنده بمانند...

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
تعداد بازدید خبر 21
او ماند تا مردم زنده بمانند...

او ماند تا مردم زنده بمانند

 

دکتر طالب نوری آسیابر؛ طبیبی که نزدیک به یک قرن، زندگی خود را وقف مردم کرد

 

✍️ پوران صبحی آسیابر

 

در روزگاری که فقر، محرومیت و نبود امکانات درمانی، بسیاری از جوانان را ناگزیر به ترک زادگاهشان می‌کرد، مردی در آسیابر ماند؛ مردی که می‌توانست زندگی دیگری برای خود برگزیند، اما تصمیم گرفت دانش، دارایی و توان خویش را برای مردم محروم منطقه به کار گیرد.

دکتر طالب نوری آسیابر پزشکی بود که بیمار را تنها در محل کارش نمی‌دید؛ اگر بیماری توان آمدن نداشت، او خود راهی خانه و روستای بیمار می‌شد؛ گاه پیاده و گاه با چهارپا، با دارو و وسایل درمانی، از مسیرهای دشوار عبور می‌کرد تا به بالین دردمندی برسد.

خانه‌اش برای بیماران پناهگاه بود و خانواده‌اش در کنار او، میزبان بیمار و همراهانش بودند.

او بخشی از اموال خود را فروخت تا امکان درمان مردم را فراهم کند و نزدیک به هشتاد سال از عمر خویش را در مسیر طبابت و خدمت گذراند.

این، روایت زندگی مردی است که می‌توانست برود، اما ماند؛ می‌توانست بیندوزد، اما بخشید؛ و می‌توانست آسوده زندگی کند، اما زندگی خود را وقف مردم کرد.

مردی از آسیابر

طالب نوری در سوم اردیبهشت سال ۱۳۰۱ خورشیدی در آسیابر دیده به جهان گشود.

تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل راهی سیاهکل شد. اما بیماری شدید پدر، مسیر زندگی او را دگرگون کرد و او همراه پدر به تهران رفت.

اقامت در تهران و مواجهه نزدیک با بیماری و رنج انسان‌ها، علاقه او را به پزشکی بیشتر کرد. از همان دوران، اندیشه خدمت به بیماران محروم منطقه در ذهنش شکل گرفت.

او به مطالعه کتاب‌های پزشکی روی آورد و در کنار مطالعات نظری، آموزش عملی را نیز نزد پزشکانی در تهران و سپس نزد زنده‌یاد دکتر راعی در نوده عمارلو فرا گرفت.

آموخت و تجربه اندوخت؛ اما آنچه این دانش را ارزشمند کرد، تصمیم او برای بازگرداندن آن به زادگاهش بود.

دارایی‌ای که به درمان مردم تبدیل شد

دکتر نوری پیش از آنکه زندگی خود را وقف طبابت کند، از راه تجارت و کشاورزی امرار معاش می‌کرد.

اما برای فراهم کردن امکانات درمانی، چند مغازه و بخشی از زمین‌های کشاورزی خود را فروخت و در بازار آسیابر، معروف به «جیربازار» امروزی، مکانی فراهم کرد.

دارو تهیه کرد و کار درمان را آغاز کرد.

از آن روز، سرمایه اصلی او دیگر زمین و مغازه نبود؛ دانش، تجربه و اعتماد مردم بود.

از مارگزیدگی تا مننژیت

دامنه کار او محدود به یک یا دو بیماری نبود.

مردم برای مشکلات مختلف به او مراجعه می‌کردند؛ از مارگزیدگی و هاری گرفته تا مننژیت، جراحات و پارگی‌ها، زایمان و مراقبت از نوزادان.

او تلاش می‌کرد مناسب‌ترین دارو و ساده‌ترین روش درمان را با کمترین هزینه در اختیار مردم قرار دهد.

در منطقه‌ای که امکانات پزشکی مدرن بسیار محدود بود، حضور پزشکی با چنین تجربه‌ای برای مردم یک نعمت بزرگ محسوب می‌شد.

وقتی طبیب، راهی خانه بیمار می‌شد

یکی از ماندگارترین جلوه‌های زندگی دکتر نوری، رفتن او به سراغ بیمار بود.

اگر بیماری نمی‌توانست خود را به آسیابر برساند، دکتر نوری دارو و وسایل لازم را برمی‌داشت و راهی می‌شد.

راه دشوار بود؛ اما بیماری منتظر آسان شدن راه نمی‌ماند.

گاهی پیاده و گاهی با چهارپا می‌رفت و اگر وضعیت بیمار ایجاب می‌کرد، چند روز در کنار او می‌ماند.

این رفتار، تصویری روشن از نگاه او به حرفه پزشکی است:

پزشکی برای او پیش از آنکه شغل باشد، مسئولیت انسانی بود.

خانه‌ای برای بیماران

درهای خانه دکتر نوری نیز به روی بیماران و همراهان آنان باز بود.

بیمار درمان می‌شد و همراهانش جایی برای استراحت و پذیرایی داشتند.

در این میان، نقش همسر او، شادروان بانو عالیه سرابی آسیابر، بسیار پررنگ بود؛ بانویی که دوشادوش همسرش در پرستاری از بیماران و پذیرایی از آنان و همراهانشان مشارکت داشت.

بنابراین این خدمت را می‌توان حاصل تلاش یک خانواده دانست؛ خانواده‌ای که خانه و زندگی خود را با مردم تقسیم کرده بود.

دانش؛ سرمایه‌ای که پایان نداشت

دکتر نوری تا پایان عمر از مطالعه دست نکشید.

مطالعه برای او تنها راه افزایش دانش نبود؛ بخشی از زندگی روزانه‌اش بود.

گفته شده است که گاه تا شانزده ساعت در شبانه‌روز به مطالعه می‌پرداخت.

همین روحیه یادگیری، در کنار تجربه طولانی، موجب شد دانش او در زمینه تشخیص و درمان بیماری‌ها گسترده‌تر شود.

نه فقط یک پزشک، بلکه بخشی از تاریخ منطقه

برای شناخت تاریخ اجتماعی یک منطقه، همیشه نباید تنها سراغ سیاستمداران، حاکمان و رویدادهای بزرگ رفت.

گاهی تاریخ واقعی مردم در زندگی کسانی ثبت شده است که در سکوت خدمت کرده‌اند.

دکتر طالب نوری یکی از همین چهره‌هاست.

او در سال‌هایی که دسترسی به پزشک و امکانات درمانی دشوار بود، در کنار مردم ماند و به درمان آنان پرداخت.

از دیلمان و آسیابر تا عمارلو، پیرکوه و روستاهای اطراف، نام او با خاطره درمان و یاری‌رسانی به بیماران همراه شد.

میراثی که در خانواده ادامه یافت

از ازدواج دکتر طالب نوری و شادروان بانو عالیه سرابی، پنج دختر و چهار پسر به یادگار ماند.

برخی از فرزندان و نوادگان آنان نیز در رشته‌های پزشکی و تخصصی به مدارج بالایی رسیدند و مسیر خدمت به مردم را ادامه دادند.

این شاید یکی از زیباترین جلوه‌های میراث دکتر نوری باشد؛ میراثی که تنها در نام و خاطره خلاصه نشده و در نسل‌های پس از او نیز ادامه یافته است.

شناسنامه یک زندگی

نام: طالب نوری آسیابر
پدر: حمید
مادر: حاجی‌بانو صالحی
همسر: شادروان بانو عالیه سرابی آسیابر
فرزندان: پنج دختر و چهار پسر
زادگاه و محل سکونت: آسیابر ـ دیلمان
حوزه خدمت: دیلمان، عمارلو، پیرکوه و روستاهای اطراف
تولد: ۳ اردیبهشت ۱۳۰۱ خورشیدی
درگذشت: ۱۲ شهریور ۱۳۹۷ خورشیدی

یک جمله برای به‌یادسپاری او

«او ماند؛ چون درد مردم را دید و نتوانست بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد.»

پایان یک زندگی، آغاز یک یاد

دکتر طالب نوری در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷ چشم از جهان فروبست؛ اما برخی انسان‌ها با مرگ از زندگی مردم حذف نمی‌شوند.

آنان در خاطرات بیماران، در روایت خانواده‌ها و در زبان نسل‌هایی که داستان خدمتشان را شنیده‌اند، باقی می‌مانند.

طالب نوری آسیابر نیز چنین بود.

او نزدیک به یک قرن زندگی کرد و بخش بزرگی از آن را برای دیگران گذاشت.

او ماند تا مردم تنها نمانند؛
ماند تا بیمار امید داشته باشد؛
و ماند تا نام یک انسان خدمتگزار، در حافظه یک منطقه باقی بماند.

روحش در آرامش ابدی و نامش ماندگار باد.

 share network
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب